تبليغاتX
::. عشق .::

عشق

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

هفته دوم خرداد 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل اسفند 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384
هفته دوم اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته سوم بهمن 1384
هفته اوّل بهمن 1384
هفته چهارم دی 1384
هفته سوم دی 1384
هفته اوّل دی 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته اوّل آذر 1384
هفته چهارم آبان 1384
هفته دوم آبان 1384
هفته چهارم مهر 1384
هفته سوم مهر 1384
هفته اوّل مهر 1384
هفته سوم شهریور 1384
هفته اوّل شهریور 1384
هفته چهارم مرداد 1384

 

: پیوندها

 

عشق
دارم از تو می نویسم که نگی دوست ندارم
بهار
رضا
سوزي كوچولو
فقط از تو می نویسم
غم وغصه هاي من
علي و آزاده
يارو
ميثم
علي
بابك
mbz
ميترا
پرواي عشق
ليلي و مجنون
خانمی و آقایی
ساناز وصادق
زندگی راببوس
تمشک وحشی
مامانی وبابایی
یاس ومحمد
پونه مامانی
سحر ناز بانو
گرگ بارون دیده
یعقوب
سینا
مهرداد و مینا
.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 


 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
لیلی نام دیگر ازادی

Image hosting by TinyPic

لیلی نام دیگر ازادی


دنیا که شروع شد زنجیر نداشت خدا دنیای بی زنجیر افرید
ادم بود که زنجیر را ساخت شیطان کمکش کرد
.
دل زنجیر شد زن زنجیر شد دنیا پر از زنجیر شد. و ادم ها همه دیوانه ی زنجیری
.
خدا دنیا را بی زنجیر می خواست. نام دنیای بی زنجیر اما بهشت است
.
امتحان ادم همین جا بود
.
دستهای شیطان از زنجیر پر بود
.
خدا گفت: زنجیرهایتان را پاره کنید . شاید نام زنجیر شما عشق است
.
یک نفر زنجیر هایش را پاره کرد. نامش را مجنون گذاشتند
.
مجنون نه اما دیوانه بود و نه زنجیری. این نام را شیطان بر او گذاشت
.
شیطان ادم را در زنجیر می خواست
.
لیلی مجنون را بی زنجیر می خواست
.
لیلی می دانست خدا چه می خواهد
.
لیلی کمک کرد تا مجنون زنجیرش را پاره کند
.
لیلی زنجیر نبود.لیلی نمی خواست زنجیر باشد
.
لیلی ماند. زیرا لیلی نام دیگر ازادی است.

Image hosting by TinyPic

 

شیطان از انتشار لیلی میترسید
خدا به شیطان گفت:لیلی را سجده کن . شیطان غرور داشت سجده نکرد
.
گفت: من از اتشم و لیلی از گل
.
خدا گفت: سجده کن زیرا که من چنین می خواهم
.
شیطان سجده نکرد. سرکشی کرد و رانده شدو کینه ی لیلی را به دل گرفت
.
شیطان قسم خورد که لیلی را بی ابرو کند و تا واپسین روز حیات فرصت خواست. خدا مهلتش داد
.
اما گفت : نمی توانی هرگز نمی توانی . لیلی دردانه ی من است . قلبش چراغ من است و دستش در دست من
.
گمرا هیش را نمی توانی حتی تا وا پسین روز حیات
.
شیطان میداند لیلی همان است که از فرشته بالاتر می رود
.
و می کوشد بال لیلی را زخمی کند
.
عمریست شیطان گرداگرد لیلی می گردد
.
دستهایش پر از حقارت و وسوسه است
.
او بد نامی لیلی را می خواهد بهانه ی بودنش تنها همین است
.
می خواهد قصه ی لیلی را به بی راهه کشد
.
نام لیلی رنج شیطان است شیطان از انتشار لیلی می ترسد
.
لیلی عشق است و شیطان از عشق واهمه دارد.

Image hosting by TinyPic 

 

لیلی چشم به راه است


لیلی می دانست که مجنون نیامدنی است. اما ماند.چشم به راه
و منتظر .هزار سال
.
لیلی راه هارا اذین بست و دلش را چراغانی کرد. مجنون نیامد. مجنون نیامدنی است
.
خدا پس از هزار سال لیلی را می نگریست
.
چراغانی دلش را. چشم به راهی اش را
.
خدا به مجنون می گفت نرود. خدا ثانیه ها را میشمرد. صبوری لیلی را
.
عشق درخت بود. ریشه می خواست. صبوری لیلی ریشه اش شد
.
خدا درخت ریشه دار را اب داد
.
درخت بزرگ شد. هزار شاخه هزاران برگ ستبرو تنومند
.
سایه اش خنکی زمین شد مردم خنکی اش را فهمیدند. مردم

زیر سایه درخت لیلی بالیدند
.
لیلی چشم به راه است
.
درخت لیلی ریشه می کند
.
خدا درخت ریشه دار را اب می دهد
.
مجنون نمی اید مجنون هرگز نمی اید
.
زیرا که مجنون نیامدنی است
.
زیرا که درخت ریشه می خواهد.

Image hosting by TinyPic

*عشق يعني خلوت و راز و نياز عشق يعني محنت و سوز و گداز عشق يعني سوز بي ماواي ساز عشق
يعني نغمه اي از روي ناز عشق يعني كوي ايمان و اميد عشق يعني يك بغل ياس سپيد عشق يعني يك ترنم از يه يار عشق يعني سبزي باغ و بهار عشق يعني لحظه ديدار يار عشق يعني انتهاي انتظار...

** عشق يعني وعده بوس و كنار عشق يعني يك تبسم بر لب زيباي يار عشق يعني يك ترنم از حنين ناي يار عشق يعني حس نرم اطلسي عشق يعني با خدا در بي كسي عشق يعني همكلام بيصدا عشق يعني بي نهايت تا خدا...
***عاشقانه ... پذيرفتي چه فريبنده ... آغوشم برايت باز شد چه ابلهانه با تو خوش بودم چه کودکانه ... همه چيزم شدي چه زود ... به خاطر يک کلمه مرا ترک کردي چه ناجوانمردانه نيازمندت شدم چه حقيرانه ... واژه غريب خداحافظي به ميان آمد چه بي رحمانه ... و من سوختم چه بچه گانه اما هنوز هم دوستت دارم... غريبه

****آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم شايد كه
خدا خواست كه دلتنگ بميريم

Image hosting by TinyPic

فراموشم نکن

اسمت را براي هميشه در قلبم ننوشته بودم
و عشقت را براي هميشه در دلم جاي نداده بودم
ولي حالا که اين کارا کرده ام براي هميشه دوستت خواهم داشت
وهيچگاه و در هيچ مکاني از کاغذ و برگه قلبم حذف نکرده و نخواهد کرد
پس: دوست دارم
دوست دارم يه عالمه دوست دارم به وسعت يه آسمون
به وسعت سيارمون دوست دارم به خاطر مهربونيات؛
به خاطر صبوريات دوست دارم نه در هوس بلکه مثل يه بت پرس
راحتت کنم دوست دارم تا آخرين نفس؟


Image hosting by TinyPic

آن باش که هستی و آن شو که توان بودنت است

دوست واقعي شما کسي است که

هيچ احتياجي به شما ندارد ، اما باز هم دوست شماست

Image hosting by TinyPic

نیش دوست بد تر ازنیش عقرب است
پس بزن عقرب که دردش کمتر است


 Image hosting by TinyPic

همیشه دل تان آبی ، روح تان سبز ، و عشق تان سرخ ِ آتشین باشد
ـــــــــ

فراموشم نکنید ، چون از فراموش شدن بیمناکم

ـــــــــــ

Image hosting by TinyPic

از طرف اریا

| +| نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved