تبليغاتX
::. عشق .::

عشق

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

هفته دوم خرداد 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل اسفند 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384
هفته دوم اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته سوم بهمن 1384
هفته اوّل بهمن 1384
هفته چهارم دی 1384
هفته سوم دی 1384
هفته اوّل دی 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته اوّل آذر 1384
هفته چهارم آبان 1384
هفته دوم آبان 1384
هفته چهارم مهر 1384
هفته سوم مهر 1384
هفته اوّل مهر 1384
هفته سوم شهریور 1384
هفته اوّل شهریور 1384
هفته چهارم مرداد 1384

 

: پیوندها

 

عشق
دارم از تو می نویسم که نگی دوست ندارم
بهار
رضا
سوزي كوچولو
فقط از تو می نویسم
غم وغصه هاي من
علي و آزاده
يارو
ميثم
علي
بابك
mbz
ميترا
پرواي عشق
ليلي و مجنون
خانمی و آقایی
ساناز وصادق
زندگی راببوس
تمشک وحشی
مامانی وبابایی
یاس ومحمد
پونه مامانی
سحر ناز بانو
گرگ بارون دیده
یعقوب
سینا
مهرداد و مینا
.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 


 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 

خدایا اگر روزی تو از غربت به زیر آیی لباس فقر بپوشی و غرروت را برای لقمه نانی به زیر پای مردمان پست و نا ایمان ریزی زمین و اسمان را کفر می گویی
نمی گویی

خدایا اگر با مردم امیزی شتابان در پی روزی ز پیشانی عرق ریزی و شب ازرده و خسته تهیدست و زبان بسته به سوی خانه بازایی زمین و اسمان را کفر می گویی
نمی گویی

خدایا اگر در ظهر گرماخیز تابستان کنار سایه دیوار تن خود را به دست خواب بسپاری و قدری ان طرف تر خانه های مرمری و زیبا را پیش رو بینی و دستانت برای سکه ای این سو و ان سو در گذر باشد که شاید رهگذر از درونت با خبر باشد زمین و اسمان را کفر می گویی
نمی گویی

خداوندا اگر روزی سفر کردی و با چشمان خود این نامردیها را نظر کردی پشیمان می شوی از قصه خلقت از این بودن زمین و اسمان را کفر می گویی

خداوندا تو می گفتی که نامردان بهشت را نمی بینند اگر بینند من انان را با صلیب خود مصلوب می کنم...

من اما دیده ام من اما دیده ام
چشمان شهوت وار کودکی که دزدانه بر اندام لخت مادرش می نگرد...
من اما دیده ام
برادر با خواهر نورسته گرم می گیرد پدر از دختر نورسته کام می گیرد

خداوندا اگر مردی مردانگی این است به نامردی نامردان قسم نامرد نامردم

از طرف اریا

| +| نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 

Image hosting by TinyPic

من پذيرفتم شكست خويش را
پندهاي عقل دورانديش را

من پذيرفتم كه عشق افسانه است
اين دل درداشنا ديوانه است
ميروم شايد فراموشت كنم
در فراموشي هم اغوشت كنم
مي روم از رفتن من شاد باش
از عذاب ديدنم ازاد باش
ارزو دارم بفهمي درد را
تلخي برخوردهاي سرد را

 

Image hosting by TinyPic 

 

دل به دست ديگران دادن قطعا ديوانگيست
من پشيمانم ولي خود كرده را تدبير نيست؟؟!!

 

Image hosting by TinyPic 

 

من به ديدار كسی دل شادم،
كه در اين ويرانی
به دل غم زده ام سر بزند
و در انديشه همراهی من ،
راه برود

Image hosting by TinyPic

از طرف اریا

| +| نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 

Image hosting by TinyPic

به که گویم که تو منزلگه چشمان منی

به که گویم تو نوازشگر دستان منی

به چه سازی بسرایم دل تنهای تو را

به که گویم که تو آهنگ دل و جان منی

گر چه پاییز نشد همدمو همسایه ی من

به که گویم که تو باران زمستان منی

همه رفتند از این شهر و دلم تنها ماند

به که گویم که تو عمریست که مهمان منی

گر چه خورشید سفر کرده ز کاشانه ی ما

به که گویم که تو عمری مه تابان منی

از طرف اریا

| +| نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved