تبليغاتX
::. عشق .::

عشق

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

هفته دوم خرداد 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل اسفند 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384
هفته دوم اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته سوم بهمن 1384
هفته اوّل بهمن 1384
هفته چهارم دی 1384
هفته سوم دی 1384
هفته اوّل دی 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته اوّل آذر 1384
هفته چهارم آبان 1384
هفته دوم آبان 1384
هفته چهارم مهر 1384
هفته سوم مهر 1384
هفته اوّل مهر 1384
هفته سوم شهریور 1384
هفته اوّل شهریور 1384
هفته چهارم مرداد 1384

 

: پیوندها

 

عشق
دارم از تو می نویسم که نگی دوست ندارم
بهار
رضا
سوزي كوچولو
فقط از تو می نویسم
غم وغصه هاي من
علي و آزاده
يارو
ميثم
علي
بابك
mbz
ميترا
پرواي عشق
ليلي و مجنون
خانمی و آقایی
ساناز وصادق
زندگی راببوس
تمشک وحشی
مامانی وبابایی
یاس ومحمد
پونه مامانی
سحر ناز بانو
گرگ بارون دیده
یعقوب
سینا
مهرداد و مینا
.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 


 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
ای گل قشنگ و نازم ، واسه تو گلدون می سازم .... تو رو تو گلدون می زارم ؛ به شکوه تو می نازم /// وقتی دونه های شبنم رو تن سردت می شينه .... سر به تعظيم مياره هر کسی تو رو می بينه /// این همه زيبايها رو مگه دنيا نمی بينه .... که تو رو ساده و آسون دست بی رحمی می چينه
| +| نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 

 

ياد بگذشته بدل ماند و دريغ نيست ياري كه مرا شاد كند// نگهش خيره به ره گشت و نداد نامه اي تا دل من شاد كند// خود ندانم چه خطائي كردم كه زمن رشته الفت بگسست// در دلش جائي اگر بود مرا پس چرا ديده زديدارم بست؟
| +| نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 
آمده از كوچه ی ما سرد گذر می كنی ، در دل شب عابر شب گرد گذر می كنی . پنجره ها غرق تماشای تو ای ياس من ، باغچه ها بعد تو گل كرد، گذر می كنی ؟ . ماه به پيراهن يوسف گل شب گريه كرد ، بوی ترا قافله آورد گذر می كنی . دور شدی می وزد آن خاطره ها با نسيم ، نصف شبی با دل پر درد گذر می كنی . دست نوازش گر باران به سر شاخه ها ، گفته از اين جاده ی پر گرد گذر می کنی
| +| نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 
ياد آن بوسه كه هنگام وداع بر لبم شعله حسرت افروخت == ياد آن خنده بيرنگ و خموش كه سراپاي وجودم را سوخت ==رفتي و در دل من ماند بجاي عشق == آلوده به نوميدي درد == نگهي گمشده در پرده اشك == حسرتي يخ زده در خنده اي سرد
| +| نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 
اگرنمي تواني شاهراه باشي ، كوره راه باش اگر نمي تواني خورشيد باشي، ستاره باش با بردن و باختن اندازه ات نمي گيرند هر آنچه كه هستي، بهترينش باش....//
| +| نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 
عشق اّدما به هم قصه ي خنده داريه/اولش قشنگ بعدش همه گريه زاريه/ وقتي عشقا همه از دم مث هم تموم مي شن/اّخه باز چرا بايد شروع كرد اّخه اين چه كاريه
| +| نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 
من به درماندگي صخره وسنگ من به آوارگي ابر ونسيم من به سرگشتگي آهوي دشت من به تنهايي خود مي مانم من در اين شب كه بلند است به اندازه حسرت زدگي شعر چشمان تورامي خوانم چشم تو،چشمه شوق چشم تو، ژرف ترين رازوجود توتماشاكن كه بهاري ديگر پاورچين پاورچين ازدل تاريكي مي گذرد
| +| نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 
وتودرخوابي وپرستو هاخوابند وتومي انديشي به بهاري ديگر وبه ياري ديگر نه بهاري ونه ياري ديگر؛ حيف،حيف اما من وتو دور از هم مي پوسيم غمم از وحشت پوسيدن نيست غمم از زيستن بي تو در اين لحظه پر دلهره است ديگر از من تاخاك شدن راهي نيست از سراين بام اين صحرا اين دريا پرخواهم زد خواهم مرد غم تو اين غم شيرين را با خودخواهم برد
| +| نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 
تو مهي مثل حقيقت,مهربوني مثل رويا...چه قدر تازه و پاكي,مثل ياسهاي تو باغچه...مثل اون ديوان حافظ...كهنشسته لب تاغچه...تو مثل اون گل سرخيوكه گذاشتمش لاي دفتر...مثل اون حرفي كه ناگفته مي مونه دم آخر...تو مثل بارون عشقي توي تنهايي شاعر...تو همون آبي كه رسمه بريزن پشت مسافر
| +| نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 
به جز عطر خيالت نبود از تو نشونه ... ميدونم كه پس از تو دلم تنها مي مونه
| +| نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 
به ................) شب عاشقان بيدل چه شب دراز باشد ... تو بيا کز اول شب در صبح باز باشد... عجب است اگر توانم که سفر کنم ز کويت ... به کجا رود کبوتر که اسير باز باشد ...««
| +| نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 
منو توايم كه در اشتياق ميسوزيم === منو ت,ايم كه در انتظار فرداييم === اگر سپيده فردا دمد === دگر آن روزمنو تو نيست ميان منو تو === اين ماييم
| +| نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 
نه اينكه شاپرك ميخواد ....بسوزه , پرپر بزنه//نه اينكه بال زخميشو ...به اينورواونور بزنه//شاپرك قصه ي من ....عاشق پر كشيدنه//عاشق تو باغچه ي عشق ....به انتها رسيدنه//عاشق آبي شدنه....رنگ چشماي آسمون///رنگ هواي خوب تو....مثل دل تو مهربون//اما چرا سوخته دلش ....شاپرك خسته ي من //بذار برات قصه بگه....بهش بگو حرفي بزن
| +| نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 
زندگي يه فرصت دوباره نيس....زندگي ابر كبود و پاره نيس//زندگي فكر كل اقاقيه....هنوزم هست و هنوزم باقيه//زندگي راز و نياز با خداس....لحظه ي گذشتن از خطاي ماس//زندگي رو بال هر كبوتره....شوق پروازه كه اونو ميبره//نبايد تنها بمونيم من و تو ....بيا با ستاره همسفر بشو
| +| نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 
بگو از يه دست صدا در نمياد....عمر تنهايي به آخر نمياد//اما وقتي دو تا همصدا ميشه ....توي اون خونه ي خورشيد جا ميشه//من و تو , ما اگه همت بكنيم ....شب تنهايي رو قسمت بكنيم //كوچه مون به آسمون راهي داره....تا افق يه راه كوتاهي داره
| +| نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 

 آسموني واسه من اما كبود....قصه اي اما همون يكي نبود//مثه آفتابي اما تنگ غروب....مثه دشتي كه نشسته تو جنوب//شوق پروازي تو لحظه هاي خواب....كه منو ميبره , اما تو سراب//تو دل شب , شبي كه گم شده نور....مثه راهي اما راه بي عبور//تو به يك باغ پر از گل ميموني....كه گل يخ توي قلبم ميشوني//مثهخورشيد به دلم رنگ ميزني....داغ پاييز به دل تنگ ميزني//مثه دريايي عميق و بيكرون ....از تو طوفانه تو قلب من نشون//آسموناي كبود , تنگه دلم....واسه اون يكي نبود , تنگه دلم//

| +| نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 

بردی دل من را من از تو ان میخواهم                    وز گمشده ی خویش نشان می خواهم

 

سر مصرع هر بیت تو حرفی بر  گیر                    هر چیز که شد من از تو ان می خواهم

| +| نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1384 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 

 

آه اين ثانيه هاي بي رحم...چه بلايي به سرم اوردند...نه به چشمم افقي بخشيدند...نه ز بغضم گره اي وي كردند...لحظه ها همهمه هاي موهوم...لحظه ها فاصله هاي سردند...بگزاريد ز پيشم بروند...لحظه هاي كه همه بي دردند

| +| نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1384 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 

خواستم زنده بمانم غم یاران نگذاشت

 

خواستم غم نخورم غصه هبوان نگذاشت

 

خواستم دست به هر کار خلا فی بزنم

 

ایه خوف فمن یعمل قران نگذاشت

 

خواستم کاخ بسازم که کشد سر به فلک

 

دیدن کوخ نشینان بیابان نگذاشت

| +| نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1384 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 
مرگ روح

 

فقط اسمی بجا مانده از انچه بوده و هستم

 

دلم چون دفتری خالیست تلخ خشکیده در قلبم

| +| نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1384 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 

کاش به شهر خوب تو مرا همیشه راه بود

 

راه رسیدن تو همین پل نگاه بود

 

مرا ببر به خواب خود که خسته ام از همه کس

 

که خواب و بیداری من هر دو شکنجه بودو بس

| +| نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1384 توسط آریا  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved